
شفافسازی زنجیره تأمین دریایی
بازطراحی پلتفرمی که وضعیت همهی محمولههای دریایی را یکجا نشان میدهد، تا صاحب بار برای هر کانتینر سراغ سایت جداگانه نرود.
نمای کلان پروژه
واردکنندهای را تصور کنید که چهل کانتینر در راه دارد. برای اینکه بداند هر کدام کجاست، باید سایت خط کشتیرانی همان محموله را باز کند، شماره را دستی جستوجو کند و جواب را در یک فایل اکسل بنویسد. فردا هم دوباره همین کار. این نه یک کار ماهانه، که چند بار در روز تکرار میشود.
پلتفرم، اطلاعات خطوط کشتیرانی را با دادهی حرکت شناورها، بنادر، پایانهها و راهآهن کنار هم میگذارد تا این رفتوبرگشت لازم نباشد. کار من از صفحههای عمومی سایت شروع میشد و به پنل کاربری صاحبان بار میرسید — همان جایی که کار هر روزه در آن انجام میشود.
- مسئله
- وضعیت هر محموله در سایتی جدا
- راهکار
- یک پنل، با قابلیت اختصاصی هر شرکت
- دامنهی کار من
- صفحههای عمومی و پنل کاربری
صورت مسئله
کاربر این محصول خودش کارشناس است. دنبال آموزش نیست، دنبال سرعت است؛ و اشتباهش پول میبرد — کانتینری که دیر ترخیص شود، جریمهی دموراژ میگیرد.
- اطلاعات هست، ولی پخش است. هر خط کشتیرانی سایت خودش را دارد و هیچکدام به دیگری وصل نیست. کاربر باید خودش این تکهها را کنار هم میگذاشت.
- اکسل، ابزار ناچاری بود. چون جایی نبود که همهی محمولهها را یکجا نشان دهد، همه چیز دستی در اکسل جمع میشد؛ کند، و پر از جای اشتباه.
- زمان رسیدن، یک عدد ثابت نبود. این زمان مدام عقب و جلو میرفت، ولی وقتی فقط یک عدد نشان داده شود، این جابهجایی دیده نمیشود و تصمیم روی عددی گرفته میشود که دیگر درست نیست.
- هیچ دو مشتریای مثل هم کار نمیکردند. یک واردکنندهی مواد غذایی با یک شرکت فورواردر روال کاری کاملاً متفاوتی دارد، و یک رابط ثابت برای هر دو، به درد هیچکدام نمیخورد.
تصمیمهای طراحی
چرا یک عدد برای زمان رسیدن کافی نبود
سادهترین کار این بود که زمان تخمینی رسیدن را در یک ستون بنویسیم. ولی از حرفهای کاربران معلوم شد به عدد امروز اعتماد نمیکنند؛ چیزی که میخواهند بدانند این است که همین عدد در دو هفتهی گذشته چند بار عقب رفته.
سه روز تأخیری که یکباره اعلام شود با سه روزی که طی چهار بار عقبافتادن پشتسرهم جمع شده، دو چیز کاملاً متفاوتاند. دومی یعنی این مسیر قابل اعتماد نیست و برای دفعهی بعد باید فکری کرد. نمایش تکعددی، همین تفاوت را از بین میبرد.
آنچه از تاجران شنیدیم
این پروژه کار یک تیم بود. همکارانم در تیم فنی ارتباط نزدیکتری با تاجران داشتند و من در جلسهها بیشتر شنونده بودم — پای حرف کسانی که هر روز با این کار سروکار داشتند.
همین شنیدنها یک چیز را روشن کرد: نیاز شرکتهای بازرگانی یکسان نبود و یک پنل ثابت جواب همه را نمیداد. کنار قابلیتهای اصلی پنل که برای همه منتشر میشد، تیم ما برای نیاز خاص هر شرکت قابلیت اختصاصی میساخت — و طراحی آن راهحلها بخشی از کار من بود.
نتایج
- یک کار تکراری روزانه حذف شد. دیگر لازم نبود کسی سایتها را یکییکی باز کند.
- تصمیم بر اساس روند، نه یک لحظه. تاریخچهی زمان رسیدن نشان میداد یک مسیر چقدر قابل اعتماد است، نه فقط اینکه امروز کجاست.
- یک پنل، بهعلاوهی آنچه هر شرکت لازم داشت. قابلیتهای اصلی برای همه منتشر میشد و نیاز خاص هر شرکت جداگانه ساخته و طراحی میشد.
نقش من در این پروژه
- صفحههای عمومی سایت. بازطراحی صفحهی خانه، دربارهی ما و بقیهی صفحههایی که پیش از ثبتنام دیده میشوند.
- پنل صادرکنندگان و واردکنندگان. بهبود طراحی همان جایی که صاحب بار هر روز وضعیت محمولههایش را دنبال میکند.
- قابلیتهای اختصاصی شرکتهای بازرگانی. شرکتهای کوچک و بزرگ خواستههای یکسانی نداشتند؛ برای نیاز خاص هرکدام راهحلی پیدا و طراحی میشد، جدا از قابلیتهای اصلی پنل.
هر سهی اینها یک پیشنیاز مشترک داشتند: فهمیدن خود کسبوکار. باید میدانستم دموراژ و دیتنشن چطور حساب میشوند و چرا یک روز تأخیر در ترخیص برای صاحب بار پول آب میکند — وگرنه هر تصمیم طراحی روی حدس بنا میشد.
بازنگری ۱۴۰۵
اگر امروز دوباره طراحیاش میکردم، بهجای «نشان دادن وضعیت» میرفتم سراغ «خبر دادن از چیزی که سر جایش نیست». آن موقع حواسم به این بود که همهی اطلاعات در دسترس باشد؛ حالا میدانم کسی که چهل محموله دارد نمیخواهد چهل ردیف بخواند — میخواهد بداند امروز کدام سهتا کار دارند.
- از فهرست کامل به فهرست مشکلدارها: آنچه اول از همه دیده میشود، محمولههایی باشد که از برنامه عقب افتادهاند.
- تأخیرها هموزن نیستند: تأخیری که هنوز میشود جبرانش کرد با تأخیری که جریمهاش قطعی شده، نباید یک شکل دیده شوند.
- هشدار پیش از وقوع: بهجای خبر دادن از تأخیری که افتاده، نشانههای زودهنگام آن — از دل همان تاریخچهای که داشت جمع میشد.